حكيم قاينى
30
رسائل عرفانى وفلسفى حكيم قاينى
افضل اين گروه نبى و امام باشد . و چون همواره متوجهء ملكوت يزدان باشد در فعل أو سهو و نسيان و غلط نبود ، و معصوم و پاكيزه بود ، و از وقت زادن تا گاه مردن به آنچه نه روا بود آلوده نگردد . و اگر آنكه نفسى در مهمات بدن و أحوال أو منغمس باشد و ليكن چون شواغل بدنى را دور كند ، بدان طرف ملتفت گردد و با عالم حقيقت رجوع نمايد ، روا بود كه أو را اطلاع بر پارهاى از مغيبات حاصل آيد چنان كه استعداد داشته باشد . و چون مستعد اطلاع شود ، از براى توجه بدان جهان ، به مخصصى محتاج شود كه بر حالتى خاص دون حالتى ديگر واقف گردد . و آن مخصص يا فكرى باشد كه در ضمير ايشان سانح شود ، يا آوازى كه از بيرون بشنود ، يا امرى اندر آن حالت متجدد شده باشد ، يا هيئتى كه در پرسنده از غيب يا در سخن أو احساس كند ، يا به دليل نجومى از اوضاع نجوم تمسك جويد . و به سبب يكى از اين أمور يا پاره [ اى ] يا همه ، بر مطلوب استدلال كند ، و اين را آلت نظر خويشتن گرداند . و اين فعل كهانت باشد و آن گروه كاهنان باشند . و سر اندر آن فعل آن بود كه بسا باشد كه بعضى از نفوس به افعال دشوار كه در غايت سختى بود تمسك جويند ، پس قوهء حاسه بيچاره و حيران بماند و قوهء متخيله ساكن و واقف گردد ، و در اين هنگام قوهء متكهنه مستعد آن شود كه از غيب سخن گويد ، و قوهء واهمه به سوى آن مطلوب كه از أو آگاهى خواهد داد گرايد ، پس نمونهء آن را به دو بنمايد . و از اين است كه به روزگار پيشين كه كاهنان بودندى ، گروهى كه خواستندى تقدمهء معرفت چيزى حاصل كنند چون فرا پيش ايشان شدندى ، ايشان حركات سخت كردندى و چندان اندر آن حركت قوت نمودندى كه زبانهاى ايشان چون سگان شكارى از دهن بيرون آمدى ، و چون نزديك بدان رسيدى كه غش نمايند و بى خود گردند ، بدان صورت كه به خاطر ايشان اندر آمدى سخن گفتندى و شنوندگان آن را ضبط كردندى و نگاه داشتندى ، و آن صورت بدانچه سانح شدى موافق بودى .